خرید بک لینک

میدوم، میدوم و میدومو محکومم به سستی. پدری ک در سیر کردن شکم خانواده اش مانده و آن ها او را گناهکار میپندارند.
حرف بزن؛ با من حرف بزن و بگو که دیگر توان له شدن شعور و شخصیتت را نداری. بگو ذهن و جسمت دیگر یارای زیستن ندارند. بگو و نفهم. نفهم مزه ی مشت هایی که به صورتم میزنی را، نفهم عطشم برای پایان این روزمرگی را.

خان

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 13:42

صفحه بندی