خرید بک لینک
شاید نباید ولی تمام شبانه روز را منتظر بودم تا در میان تمام تبریک های پر حرارت بی ارزش پیغام سرد و گذری ولی ارزشمند تو را دریافت کنم. بار ها و بارها صفحه را چک کردم و ساعت لعنتی تکانی نمیخورد. روز من به پایان رسید و خبری از تو نبود..

تو اما مخفیانه هدیه را پشت در گذاشته و رفته ای و مثل همیشه بهترین کادو را تو آورده ای. من اما از تمام آن دیزاین رویایی و فضای پرشور تنها تو را میخواستم ، لبخندت را، صدای خوش آهنگت را، اگرچه زیبایی مرا جذب می کند ولی نه مکانش چندان تعیین کننده بود و نه مهمانانش چندان با اهمیت.

با آرزویی یکتا که دیگر امیدش را باخته است.

سپاسگزارت جان

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:01

صفحه بندی