خشم - تاریخ: 1398/3/26 ساعت: 19:16
خشم های خویش را فرو میخورم، میخورم،میخورم تا بالا بیاورم این زندگی زننده را. وقتی این بودن نیمه کاره مایه ی شکست و سر افکندگیست. وقتی که دیگر نه فقط سمبل بدبختی و حقارت که سبب ضعف و سرخوردگیست.خشم خون
StS. 6 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
I have a wee wonderful woman far away from me and she's all i want from this big bloody planet.
ریزش - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
از تو دور میشوم و جهان در سیاهی میمیرد، کور میشوم یا نقص نور مسبب این سیاهی منحوس است؟کثیف کسالت باریست شگفتی شریف و شگرفم. مریض مظلوم ، رفیق منفور، رقیب مغلوب، رئیس منسوخ و سالار مصلوبم پس اگر رفتارم خوب نیست گمان مبر واقعا خوبم. من مبهوت یک ابهت خدشه دارم.من نه آنم که تو میبینی و آنم که نادیده گرف...
24 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
شاید نباید ولی تمام شبانه روز را منتظر بودم تا در میان تمام تبریک های پر حرارت بی ارزش پیغام سرد و گذری ولی ارزشمند تو را دریافت کنم. بار ها و بارها صفحه را چک کردم و ساعت لعنتی تکانی نمیخورد. روز من
مسطور مبسوط مسکوت - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
ابتدای حق قرائت: 98.01.15 _ 21:15در آن پانزده دقیقه بر تو چه گذشت، چه شد که تا طرد من پیش رفتی؟مقصر منم یا این نثر مسموم مشمئز کننده؟ ادبیات را که نمیشود محکوم کرد، معذور است.صوت صامت سهمگینی سراسر سر
sTs. 9 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
هنوز چشم باز نکرده که در چشم بر هم زدنی تمام مصیبت ها و بدبختی ها بر سرش آوار میشود. تو اما میخواهی شاد باشد، حال آنکه رهایی از آوار برایش میسر نیست و مرگ نزدیک ترین آرزوست.
Interjection - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
When somebody loves youIt's no good unless he loves you all the wayHappy to be near youWhen you need someone to cheer you all the wayTaller than the tallest tree isThat's how it's got to feelDeeper th
StS. 10 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
برای من از صمیم قلب مرگ آرزو کن. من از این مردگی ملال آور بریده ام.
sTs. 11 - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
من نه ذهنم لختی از تو جدا خواهد شد، نه جای خالی تو را پر می کند برایم. من مستاصلم و تسلتم را بر تمام اصول و فروع از دست داده ام. مرا نه نام و ننگ فرقیست نه مال و تنگ، گرچه نا قناعت کاری دست به نقدم.و چونان غمگینم که گویی پروردگارت هیچگاه غمگین تر از من نیافریده است.
دست هایش - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 22:01
دستت که به سرم نمیرسد، سر به سرم میگذاری. دست بر سرم بگذار و سرد کن تمام سر درد هارا.
اثیر - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 15:10
مرا نهاده اند میان مار مردمان مردارخور و من بوی مرده میدهم. ساکن موطنی که تعفنبار است و نه از تنها نفت که هیچ نفع مرا عاید نشد از این زباله دانی ثروتمند سیلی خورده.کیستم من؟ مرا چه میشد اگر میتوانستم
Tragic treasure - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 15:10
I've been eating my angerWhich made me feel more hungryYou've been feeding me fingersAnd I always go for something moreCome on baby you're asking too muchYou're rights are simple and you don't deserve that muchI've been giving you much more of what was meant for you latelyI'm not your baby I'm too f...
ماهی مرده - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 15:10
رو به پهلو افتاده و نا امیدانه اخرین اکسیژن هارا از این چند قطره آب باقیمانده استخراج می کند. این همانجاست که می گویند مصیبت بر انسان وارد شده و جهان پیش از آنکه بخواهی یا به فکرش بیوفتی در لختی از حل
Sleeping beauty - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:42
واژه ها زاده میشوند. پشت به پشت هم قطار میشوند. واگن هایی که اغلب به مقصد نمیرسند.بیا این زایش را باز از سر بگیریم.شکم به شکم واژه میزایم. مدفوعات ذهنی یا دلیل بقا. واژه به واژه درد می کشمو هیچکدام از
####€ - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:42
چوبخطم پر شده ولی روز ها پایانی ندارد. این روز هارا بر بازوانم خط میکشم و این تن زخم خورده ی بی روح را بر گام هایی به پیش میبرم ک توان حمل خود را ندارند چه رسد به من.چون میگذرد غمیست که میسابد، می خرا
سفید - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:42
پارچه ام را به چوب میکشم تا اسلام این مسلمان منسوب مسلم شود. برخی برای باختن ساخته شده اند. برای شکست و شکسته شدن. من از آنچه که هستم ناراضی ام و از آنچه که خواهم شد نا امید. خان
2 Mi - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:42
Just remember, this time nobody took away nothing from you. You're the only one responsible for this shit and you always regret it.
کز سنگ ناله خیزد - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:42
واج واج، تیرواژه های پر تیراژ مردنی ام مرا نشانه میگیرند. شلوغ بی فروغ. یا پیش از رسیدن به من تمام می کنند یا پیش از رسیدن، تمام کرده ام. جان از تو رها و زیستم. نه برای لختی باور که تو نخواهی بود. تو
2 U - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:42
مرا می کنی وحشیانه و بی رحم و انتقام جویانه شکنجه. به گناهی که کرده ام و کرده مرا زان ساعت که کاش میمردم و قهر تو را از یاد نمیبردم.مرا ببخش، خلاصه و مفید؛ گرچه خود، خویش را نخواهد بخشید. مرا ببخش گرچ
Voice of a corpse - تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:42
میدوم، میدوم و میدومو محکومم به سستی. پدری ک در سیر کردن شکم خانواده اش مانده و آن ها او را گناهکار میپندارند.حرف بزن؛ با من حرف بزن و بگو که دیگر توان له شدن شعور و شخصیتت را نداری. بگو ذهن و جسمت دیگر یارای زیستن ندارند. بگو و نفهم. نفهم مزه ی مشت هایی که به صورتم میزنی را، نفهم عطشم برای پایان ای...